عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 348غزل شمارهٔ 348شاعر: عطاروزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیہ: ابدهدصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںزلف را چون به قصد تاب دهدکفر را سر به مهر آب دهد22نقل کریںباز چون درکشد نقاب از رویهمه کفار را جواب دهد33نقل کریںچون درآید به جلوه ماه رخشتاب در جان آفتاب دهد44نقل کریںتیر چشمش که کم خطا کرده استمالش عاشقان صواب دهد55نقل کریںهمه خامان بی حقیقت راسر زلفش هزار تاب دهد66نقل کریںتشنگان را که خار هجر نهادلب گلرنگ او شراب دهد77نقل کریںغم او زان چنین قوی افتادکه دلم دایمش کباب دهد88نقل کریںگاه شعرم بدو شکر ریزدگاه چشمم بدو گلاب دهد99نقل کریںگر دلم میدهد غمش را جایگنج را جایگه خراب دهد1010نقل کریںدل به جان باز مینهد غم اوتا درین دردش انقلاب دهد1111نقل کریںدل عطار چون ز دست بشدچکند تن در اضطراب دهد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبرق عشق از آتش و از خون جهدچون به جان و دل رسد بیچون جهدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 347اگلی نظمیک شکر زان لب به صد جان میدهدالحق ارزد زانکه ارزان میدهدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 349◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبرق عشق از آتش و از خون جهدچون به جان و دل رسد بیچون جهدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 347
اگلی نظمیک شکر زان لب به صد جان میدهدالحق ارزد زانکه ارزان میدهدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 349