عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 349غزل شمارهٔ 349شاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیہ: انمیدهدصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںیک شکر زان لب به صد جان میدهدالحق ارزد زانکه ارزان میدهد2نقل کریںعاشق شوریده را جان است و بسلعل او میبیند و جان میدهد3نقل کریںقوت جان آن را که خواهد در نهانزان دو یاقوت درافشان میدهد4نقل کریںشیوهای دارد عجب در دلبریعشوه پیدا بوسه پنهان میدهد5نقل کریںعاشق گریان خود را میکشدخونبها زان لعل خندان میدهد6نقل کریںچشم بد را چشم او بر خاک راهمیکشد چون باد و قربان میدهد7نقل کریںگر دو چشمش میکشد زان باک نیستچون دو لعلش آب حیوان میدهد8نقل کریںعاشقان را هر پریشانی که هستزان سر زلف پریشان میدهد9نقل کریںهر زمانی عالمی سرگشته راسر سوی وادی هجران میدهد10نقل کریںمیبباید شست دست از جان خویشهین که وصلش دست آسان میدهد11نقل کریںاز کمال نیکویی آن تندخویبر سپهر تند فرمان میدهد12نقل کریںجان ستاند هر که از وی داد خواستداد مظلومان ازین سان میدهد13نقل کریںیک سخن گفته است با عطار تلخجان شیرین بی سخن زان میدهد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمزلف را چون به قصد تاب دهدکفر را سر به مهر آب دهدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 348اگلی نظمهر که را ذوق دین پدید آیدشهد دنیاش کی لذیذ آیدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 350آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور