عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 304غزل شمارهٔ 304شاعر: عطاروزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیہ: ارهکندصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںآفتاب رخ آشکاره کندجگرم ز اشتیاق پاره کند2نقل کریںاز پس پرده روی بنمایدمهر و مه را دو پیشکاره کند3نقل کریںشوق رویش چو روی پر از اشکروی خورشید پر ستاره کند4نقل کریںلعل دانی که چیست رخش لبشخون خارا ز سنگ خاره کند5نقل کریںهر که او روی چو گلش خواهدمدتی خار پشتواره کند6نقل کریںدر میان با کسی همی آیدکان کس اول ز جان کناره کند7نقل کریںعاشقانی که وصل او طلبندهمه را دوع در کواره کند8نقل کریںبالغان در رهش چو طفل رهندجمله را گور گاهواره کند9نقل کریںتا کسی روی او نداند بازچهرهٔ مردم آشکاره کند10نقل کریںنور رویش ز هر دریچهٔ چشمچون سیه پوش شد نظاره کند11نقل کریںعشق او در غلط بسی فکندچون نداند کسی چه چاره کند12نقل کریںنتوانیم توبه کرد ز عشقتوبه را صد هزار باره کند13نقل کریںشیر عشقش چو پنجه بگشایدعقل را طفل شیرخواره کند14نقل کریںزور یک ذره عشق چندان استکه ز هر سو جهان گذاره کند15نقل کریںضربت عشق با فرید آن کردکه ندانم که صد کتاره کند◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمهر که درین دایره دوران کندنقطهٔ دل آینهٔ جان کندعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 303اگلی نظمهر زمانی زلف را بندی کندبا دل آشفته پیوندی کندعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 305آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور