عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 740غزل شمارهٔ 740شاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیہ: انکردهایصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںماه را در مشک پنهان کردهایمشک را بر مه پریشان کردهای2نقل کریںچشم عقل دوربین را روز و شببر جمال خویش حیران کردهای3نقل کریںاز شکنج زلف رستم افکنتهر زمان صد گونه دستان کردهای4نقل کریںدام مشکین است زلف عنبرینتدام مشکین عنبر افشان کردهای5نقل کریںمن دل و جان خوانمت از جان و دلتو چنین قصد دل و جان کردهای6نقل کریںیوسف عهدی کزان چاه چو سیمپوست بر من همچو زندان کردهای7نقل کریںگفتمت بردی به بازی دل ز مناین خصومت باز بازان کردهای8نقل کریںچشم تو میگوید از تو خامشیکین چنین بازی فراوان کردهای9نقل کریںدر صفات حسن خود عطار راتا که جان دارد ثناخوان کردهای◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدوش وقت صبح چون دل دادهایپیشم آمد مست ترسازادهایعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 739اگلی نظممورچهٔ قیرفام بر قمر آوردهایهندوی طوطی طعام بر شکر آوردهایعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 741آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظممورچهٔ قیرفام بر قمر آوردهایهندوی طوطی طعام بر شکر آوردهایعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 741