عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 399غزل شمارهٔ 399شاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیہ: اندرنگرصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںجان به لب آوردم ای جان درنگرمیشوم با خاک یکسان درنگر2نقل کریںچند خواهم بود نی دنیا نه دینعاجز و فرتوت و حیران درنگر3نقل کریںدور از روی تو کار خویش رامینبینم روی درمان درنگر4نقل کریںمیفروشم آبروی خویشتنبر درت چون خاک ارزان درنگر5نقل کریںگر نگه کردن به من ننگ آیدتسوی من از دیده پنهان درنگر6نقل کریںتا فتادم از تو یوسفروی دورماندهام در چاه و زندان درنگر7نقل کریںبی سر زلف تو چون دیوانهایسر نهادم در بیابان درنگر8نقل کریںچون به جز تو ننگرم من در دو کونتو به من نیز آخر ای جان درنگر9نقل کریںعشق در وصل تو عطار راکرد غرق بحر هجران درنگر◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمنیست مرا به هیچ رو، بی تو قرار ای پسربی تو به سر نمیشود، زین همه کار ای پسرعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 398اگلی نظمگر ز سر عشق او داری خبرجان بده در عشق و در جانان نگرعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 400آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمنیست مرا به هیچ رو، بی تو قرار ای پسربی تو به سر نمیشود، زین همه کار ای پسرعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 398