عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 760غزل شمارهٔ 760شاعر: عطاروزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیہ: انکردیصنف: غزلصداکار: فاطمه زندیآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںدرج یاقوت درفشان کردیدیو بودی و قصد جان کردی22نقل کریںشکری خواستم از لعل لبتهر دو لب را شکرستان کردی33نقل کریںگفتم این لحظه یافتم شکریروی از آستین نهان کردی44نقل کریںوا گرفتی ز بیدلی شکریبا چنین لب چرا چنان کردی55نقل کریںاز سبک روحی تو این نسزدگر تو بر خشم سر گران کردی66نقل کریںعشوه دادی مرا در اول کاردلم از وصل شادمان کردی77نقل کریںآخر کار چون ز دست شدمچشمم از هجر خونفشان کردی88نقل کریںریختی تیر غمزه بر رویمتا مرا پشت چون کمان کردی99نقل کریںچون دلم پیش خود هدف دیدیدل من بد بتر از آن کردی1010نقل کریںآن چه کردی ز جور با عطارشیوهٔ دور آسمان کردی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگر مرد راه عشقی ره پیش بر به مردیورنه به خانه بنشین چه مرد این نبردیعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 759اگلی نظمتا تو ز هستی خود زیر و زبر نگردیدر نیستی مطلق مرغی بپر نگردیعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 761◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمگر مرد راه عشقی ره پیش بر به مردیورنه به خانه بنشین چه مرد این نبردیعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 759
اگلی نظمتا تو ز هستی خود زیر و زبر نگردیدر نیستی مطلق مرغی بپر نگردیعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 761