عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 121غزل شمارهٔ 121شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیہ: اهرویاستصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںآیینهٔ تو سیاه روی استاو را چه خبر که ماهروی است2نقل کریںآن آینه میزدای پیوستکورا گه پشت و گاه روی است3نقل کریںآن پشت ز عشق روی گردانگر کرده تو را به راه روی است4نقل کریںکز عشق چو آفتاب گرددهر ذره اگر سیاهروی است5نقل کریںنه چرخ کلاه فرق عشق استپس در خور آن کلاهروی است6نقل کریںتا این رویش نگردد آن رویاو را همه در گناه روی است7نقل کریںهر ذره که هست در دو عالماو را سوی پیشگاه روی است8نقل کریںنتواند یافت هرگز این رویآن را که به عز و جاه روی است9نقل کریںهرگز نرسد به ذروهٔ عرشآن را که به قعر چاه روی است10نقل کریںروی از همه شیوه بست بایدآن را که به پادشاه روی است11نقل کریںزین شوق فرید را همه عمرآورده به بارگاه روی است◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمعشق جز بخشش خدایی نیستاین به سلطانی و گدایی نیستعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 120اگلی نظمزهی زیبا جمالی این چه روی استزهی مشکین کمندی این چه موی استعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 122آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمزهی زیبا جمالی این چه روی استزهی مشکین کمندی این چه موی استعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 122