عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 570غزل شمارهٔ 570شاعر: عطاروزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)قافیہ: مچونکنمصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںرفت وجودم به عدم چون کنمهیچ شدم هیچ نیم چون کنم2نقل کریںتو همه من هیچ به هم هر دو راچون به هم اندازم وضم چون کنم3نقل کریںبا منی و من ز توام بی خبربا تو بهم بی تو بهم چون کنم4نقل کریںای غم عشق تو مرا سوختهسوختهام بی تو ز غم چون کنم5نقل کریںواقعهٔ عشق توام زنده کردیکدم ازین واقعه کم چون کنم6نقل کریںگرچه بسی گرم تر از آتشمدر طلب خویش علم چون کنم7نقل کریںدر هوست سر چو درانداختمپیشکشت سر چو قلم چون کنم8نقل کریںچون نتوان کرد ز تو صورتیصورت محض است صنم چون کنم9نقل کریںای همه بر هیچ ز تو چون بودنقش پی نقش رقم چون کنم10نقل کریںکی به دمم نرم شوی زانکه توموم نهای نرم بدم چون کنم11نقل کریںره به درنگ است و درم سوی تومن نه درنگ و نه درم چون کنم12نقل کریںچون نه مقرم من و نه منکرمبر سخنی لا و نعم چون کنم13نقل کریںدر حرم عشق چو نامحرممنیست مرا ره به حرم چون کنم14نقل کریںبر صفت شمع گرفتست سوزفرق سرم تا به قدم چون کنم15نقل کریںتا بودم یک سر موی از وجودعزم بیابان عدم چون کنم16نقل کریںبازوی جود است کمال فریدفربهیش هست ورم چون کنم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدل ندارم، صبر بی دل چون کنمصبر و دل در عشق حاصل چون کنمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 569اگلی نظمدل ز دستم رفت و جان هم، بی دل و جان چون کنمسر عشقم آشکارا گشت پنهان چون کنمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 571آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدل ندارم، صبر بی دل چون کنمصبر و دل در عشق حاصل چون کنمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 569
اگلی نظمدل ز دستم رفت و جان هم، بی دل و جان چون کنمسر عشقم آشکارا گشت پنهان چون کنمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 571