عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 506غزل شمارهٔ 506شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیہ: ودمہم وزن و قافیہ نظمیں: 3صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںتا عشق تو سوخت همچو عودمیک ذره نماند از وجودم2نقل کریںتا بگذشتی چو باد بر منبر خاک فتاده در سجودم3نقل کریںیک لحظه ز تو نمیشکیبمخود را صد ره بیازمودم4نقل کریںعشقت چو نشست در دلم ساختبرخاست ز ره زیان و سودم5نقل کریںاز جوهر عشق هر دو عالمیک ذره ز خویش مینمودم6نقل کریںچون نیک به خود نگاه کردممن خود به میانه در نبودم7نقل کریںچون من به خودی نبود گشتمآیینه کاینات بودم8نقل کریںگه پردهٔ آسمان گشادمگه چهرهٔ آفتاب سودم9نقل کریںاز بس که بسوختم درین تابعطار نیم ولیک عودم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمتا عشق تو را به جان ربودمبی درد تو یک نفس نبودمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 505اگلی نظمسواد خط تو چون نافع نظر دیدمروایتی که ازو رفت معتبر دیدمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 507زمینہم وزن و قافیہ نظمیںتا عشق تو سوخت همچو عودمیک عقده نماند از وجودمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1560من با تو نه مرد پنجه بودمافکندم و مردی آزمودمسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 378تا عشق تو را به جان ربودمبی درد تو یک نفس نبودمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 505آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمسواد خط تو چون نافع نظر دیدمروایتی که ازو رفت معتبر دیدمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 507