عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 567غزل شمارهٔ 567شاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیہ: رشدچونکنمصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںدل ز عشقت بی خبر شد چون کنممرغ جان بی بال و پر شد چون کنم22نقل کریںعشق تو در پرده میکردم نهانچون سرشکم پردهدر شد چون کنم33نقل کریںمدتی رازی که پنهان داشتمدر همه عالم سمر شد چون کنم44نقل کریںیک نظر بر تو فکندم جان و دلدر سر آن یک نظر شد چون کنم55نقل کریںدور از رویت ز شوق روی توبند بندم نوحهگر شد چون کنم66نقل کریںگفتم آخر کار من بهتر شودگر نشد بهتر بتر شد چون کنم77نقل کریںاشک و رویم همچو سیم و زر بماندعمر رفت و سیم و زر شد چون کنم88نقل کریںهر زمان تا جان فشاند بر تو دلعاشق جانی دگر شد چون کنم99نقل کریںلیک چون هر لحظه جانی نیست نوعمر ازین حسرت به سر شد چون کنم1010نقل کریںدی مرا گفتی که جان با من ببازغمزهٔ تو پاک بر شد چون کنم1111نقل کریںنی که جان درباختن سهل است لیکچون ز جان جان بی خبر شد چون کنم1212نقل کریںآتش عشق تو نتوانم نشاندکابم از بالای سر شد چون کنم1313نقل کریںدر حضور تو دل عطار راهرچه بود از ماحضر شد چون کنم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمزهره ندارم که سلامت کنمچون طمع وصل مدامت کنمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 566اگلی نظمقصهٔ عشق تو از بر چون کنموصل را از وعده باور چون کنمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 568◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور