عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 592غزل شمارهٔ 592شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)قافیہ: احیایمصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںما رند و مقامر و مباحیایمانگشت نمای هر نواحیایم22نقل کریںخون خواره چو خاک جرعه از جامیمخون ریز ز دیده چون صراحیایم33نقل کریںهر چند که از گروه سلطانیمنه قلبیایم و نه جناحیایم44نقل کریںجانا ز شراب شوق تو هر دمبی صبح و صبوحی و صباحیایم55نقل کریںگر سوختگان تو مباحیاندبس سوختهایم و بس مباحیایم66نقل کریںما فقر و صلاح کی خریم آخرچون خاک مقام بیصلاحیایم77نقل کریںدر بتکده رند و لاابالیایمدر مصطبه مست لافلاحیایم88نقل کریںکافور رباحی ار بود اصلیکافور نه کافری رباحیایم99نقل کریںتا در رسد این می تو ای عطارحالی ز بی می ملاحیایم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدر چه طلسم است که ما ماندهایمبا تو به هم وز تو جدا ماندهایمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 591اگلی نظمما دُردفروش هر خراباتیمنه عشوهفروش هر کراماتیمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 593◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدر چه طلسم است که ما ماندهایمبا تو به هم وز تو جدا ماندهایمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 591