عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 470غزل شمارهٔ 470شاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیہ: اریماندهامصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںبی دل و بی قراری ماندهامزانکه در بند نگاری ماندهام2نقل کریںدلخوشی با دلگشایی بودهامغم کشی بی غمگساری ماندهام3نقل کریںزیر بار عشق او کارم فتادلاجرم بی کار و باری ماندهام4نقل کریںدر میانم با غم عشقش چو شمعگرچه چون اشک از کناری ماندهام5نقل کریںگرچه وصل او محالی واجب استمن مدام امیدواری ماندهام6نقل کریںبی گل رویش در ایام بهارچون بنفشه سوکواری ماندهام7نقل کریںهمچو لاله غرقهٔ خون بی رخشداغ بر دل ز انتظاری ماندهام8نقل کریںدیدهام میگون لب آن سنگدلسنگ بر دل در خماری ماندهام9نقل کریںچون دهان او نهان شد آشکاردر نهان و آشکاری ماندهام10نقل کریںزنگبار زلف او مویی بتافتزان چو مویش تابداری ماندهام11نقل کریںگه به دربند رهی دور و درازگه به چین در اضطراری ماندهام12نقل کریںچون سر یک موی او بارم ندادزیر بار مشکباری ماندهام13نقل کریںصد جهان ناز از سر مویی که دیدمن که دیدم بیقراری ماندهام14نقل کریںزلف چون دربند روم روی اوستمن چرا در زنگباری ماندهام15نقل کریںمیشمارم حلقههای زلف اودر شمار بی شماری ماندهام16نقل کریںچون سری نیست ای عجب این کار رامن مشوش بر کناری ماندهام17نقل کریںروزگاری میبرم در زلف اوبس پریشان روزگاری ماندهام18نقل کریںشد فرید از چین زلفش مشک بیززان سبب زیر غباری ماندهام◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظممن شراب از ساغرِ جان خوردهامنُقل او از دست رضوان خوردهامعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 469اگلی نظمبیشتر عمر چنان بودهامکز نظر خویش نهان بودهامعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 471آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظممن شراب از ساغرِ جان خوردهامنُقل او از دست رضوان خوردهامعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 469