عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 678غزل شمارهٔ 678شاعر: عطاروزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)قافیہ: ادازتوصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںتا دل ز دست بیفتاد از توتن به اندوه فرو داد از تو2نقل کریںدل من گشت چو دریایی خونچشم من چشمهٔ خون زاد از تو3نقل کریںتا دلم بندهٔ سودای تو شدنیستم یک نفس آزاد از تو4نقل کریںچند در خون دلم گردانیطاقتم نیست که فریاد از تو5نقل کریںلیک فریاد نمیدارد سودگر زیانیم بود باد از تو6نقل کریںتا ز عمرم نفسی میماندخامشی از من و بیداد از تو7نقل کریںخامشی به به چنین دل که مراستشرمم آید که کنم یاد از تو8نقل کریںدر ره عشق تو شادیم مبادگر نیم من به غمت شاد از تو9نقل کریںشادمانیم نباشد که مراکار با درد تو افتاد از تو10نقل کریںدل عطار چو درد تو نیافتشد درین واقعه بر باد از تو◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمماییم دل بریده ز پیوند و ناز توکوتاه کرده قصهٔ زلف دراز توعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 677اگلی نظمای مرا زندگی جان از توزنده بینم همه جهان از توعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 679آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمماییم دل بریده ز پیوند و ناز توکوتاه کرده قصهٔ زلف دراز توعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 677