عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 679غزل شمارهٔ 679شاعر: عطاروزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیہ: انازتوصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای مرا زندگی جان از توزنده بینم همه جهان از تو2نقل کریںبه زمین می فرو شود خورشیدهر شب از شرم، پر فغان از تو3نقل کریںگر زبانی دهی به یک شکرمشکر گویم به صد زبان از تو4نقل کریںدست چون در کمر کنم با توکه کمر ماند بی میان از تو5نقل کریںبار ندهی و پیش خود خوانیاین چه شیوه است صد فغان از تو6نقل کریںدل ز من بردی و نگفتم هیچلیک جان کردهام نهان از تو7نقل کریںنتوانم که باز خواهم دلکه مرا هست بیم جان از تو8نقل کریںجان رها کن به من چو دل بردیکین بدادم ز بیم آن از تو9نقل کریںدعوی صبر چون کنم که مراصبر کفر است یک زمان از تو10نقل کریںاثر وصل تو کسی یابدکه شود محو جاودان از تو11نقل کریںتا نشانی ز خلق میماندنتوان یافت نشان از تو12نقل کریںعاشقان را خط امان دادینیست عطار را امان از تو◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمتا دل ز دست بیفتاد از توتن به اندوه فرو داد از توعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 678اگلی نظمهر زمان شوری دگر دارم ز توهر نفس دل خستهتر دارم ز توعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 680آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور