عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 200غزل شمارهٔ 200شاعر: عطاروزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)قافیہ: یرکردصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںبس نظر تیز که تقدیر کردتا رخ زیبای تو تصویر کرد22نقل کریںروی تو عقلم صدف عشق ساختچشم تو جانم هدف تیر کرد33نقل کریںنرگس جادوت دل از من ربودگفت که این جادوی کشمیر کرد44نقل کریںجادوی کشمیر نیارد همیپیش تو یک مسئله تقریر کرد55نقل کریںزلف تو باز این دل دیوانه راحلقه درافکند و به زنجیر کرد66نقل کریںهر که سر زلف تو در خواب دیدکافریش عشق تو تعبیر کرد77نقل کریںبا سر زلف تو همه هیچ بودهرچه دلم حیله و تدبیر کرد88نقل کریںکفر از آن خاست که در کایناتکوکبهٔ زلف تو تأثیر کرد99نقل کریںزلف تو اسلام برافکنده بودلیک نکو کرد که تاخیر کرد1010نقل کریںمرغ دلم تا که زبون تو شدقصد بدو عشق زبون گیر کرد1111نقل کریںدر ره عشق تو دلم جان بدادتا جگر سوخته توفیر کرد1212نقل کریںنالهٔ شبگیر من از حد گذشتچند توان نالهٔ شبگیر کرد1313نقل کریںکس بنداند که دل عاشقمدر ره عشق تو چه تقصیر کرد1414نقل کریںلاجرم اکنون چو به دام اوفتاددانهٔ جان در سر تشویر کرد1515نقل کریںبر دل عطار ببخشای از آنکروز جوانیش غمت پیر کرد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچون شراب عشق در دل کار کرددل ز مستی بیخودی بسیار کردعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 199اگلی نظمتا دوست بر دلم در عالم فراز کرددل را به عشق خویش ز جان بی نیاز کردعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 201◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمتا دوست بر دلم در عالم فراز کرددل را به عشق خویش ز جان بی نیاز کردعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 201