عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 200غزل شمارهٔ 200شاعر: عطاروزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)قافیہ: یرکردصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںبس نظر تیز که تقدیر کردتا رخ زیبای تو تصویر کرد2نقل کریںروی تو عقلم صدف عشق ساختچشم تو جانم هدف تیر کرد3نقل کریںنرگس جادوت دل از من ربودگفت که این جادوی کشمیر کرد4نقل کریںجادوی کشمیر نیارد همیپیش تو یک مسئله تقریر کرد5نقل کریںزلف تو باز این دل دیوانه راحلقه درافکند و به زنجیر کرد6نقل کریںهر که سر زلف تو در خواب دیدکافریش عشق تو تعبیر کرد7نقل کریںبا سر زلف تو همه هیچ بودهرچه دلم حیله و تدبیر کرد8نقل کریںکفر از آن خاست که در کایناتکوکبهٔ زلف تو تأثیر کرد9نقل کریںزلف تو اسلام برافکنده بودلیک نکو کرد که تاخیر کرد10نقل کریںمرغ دلم تا که زبون تو شدقصد بدو عشق زبون گیر کرد11نقل کریںدر ره عشق تو دلم جان بدادتا جگر سوخته توفیر کرد12نقل کریںنالهٔ شبگیر من از حد گذشتچند توان نالهٔ شبگیر کرد13نقل کریںکس بنداند که دل عاشقمدر ره عشق تو چه تقصیر کرد14نقل کریںلاجرم اکنون چو به دام اوفتاددانهٔ جان در سر تشویر کرد15نقل کریںبر دل عطار ببخشای از آنکروز جوانیش غمت پیر کرد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچون شراب عشق در دل کار کرددل ز مستی بیخودی بسیار کردعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 199اگلی نظمتا دوست بر دلم در عالم فراز کرددل را به عشق خویش ز جان بی نیاز کردعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 201آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمتا دوست بر دلم در عالم فراز کرددل را به عشق خویش ز جان بی نیاز کردعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 201