عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 176غزل شمارهٔ 176شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)قافیہ: نخنددصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںقد تو به آزادی بر سرو چمن خنددخط تو به سرسبزی بر مشک ختن خندد2نقل کریںتا یاد لبت نبود گلهای بهاری راحقا که اگر هرگز یک گل ز چمن خندد3نقل کریںاز عکس تو چون دریا از موج برآرد دمیاقوت و گهر بارد بر در عدن خندد4نقل کریںگر کشته شود عاشق از دشنهٔ خونریزتدر روی تو همچون گل از زیر کفن خندد5نقل کریںچه حیله نهم برهم چون لعل شکربارتچندان که کنم حیله بر حیلهٔ من خندد6نقل کریںتو همنفس صبحی زیرا که خدا داندتا حقهٔ پر درت هرگز به دهن خندد7نقل کریںمن همنفس شمعم زیرا که لب و چشممبر فرقت جان گرید بر گریهٔ تن خندد8نقل کریںعطار چو در چیند از حقهٔ پر درتدر جنب چنان دری بر در سخن خندد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظماگر دردت دوای جان نگرددغم دشوار تو آسان نگرددعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 175اگلی نظمعاشقِ تو ،جانِ مختصر، که پسندد؟فتنه ی تو، عقلِ بی خبر، که پسندد؟عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 177آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمعاشقِ تو ،جانِ مختصر، که پسندد؟فتنه ی تو، عقلِ بی خبر، که پسندد؟عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 177