عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 175غزل شمارهٔ 175شاعر: عطاروزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)قافیہ: اننگرددصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںاگر دردت دوای جان نگرددغم دشوار تو آسان نگردد22نقل کریںکه دردم را تواند ساخت درماناگر هم درد تو درمان نگردد33نقل کریںدمی درمان یک دردم نسازیکه بر من درد صد چندان نگردد44نقل کریںکه یابد از سر زلف تو موییکه دایم بی سر و سامان نگردد55نقل کریںکه یابد از سر کوی تو گردیکه همچون چرخ سرگردان نگردد66نقل کریںکه یابد از می عشق تو بوییکه جانش مست جاویدان نگردد77نقل کریںندانم تا چه خورشیدی است عشقتکه جز در آسمان جان نگردد88نقل کریںدلا هرگز بقای کل نیابیکه تا جان فانی جانان نگردد99نقل کریںیقین میدان که جان در پیش جاناننیابد قرب تا قربان نگردد1010نقل کریںاگر قربان نگردد نیست ممکنکه بر تو عمر تو تاوان نگردد1111نقل کریںچو خفاشی بمیری چشم بستهاگر خورشید تو رخشان نگردد1212نقل کریںاگر آدم کفی گل بود گو باشبه گل خورشید تو پنهان نگردد1313نقل کریںدر آن خورشید حیران گشت عطارچنان جایی کسی حیران نگردد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدلی کز عشق او دیوانه گرددوجودش با عدم همخانه گرددعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 174اگلی نظمقد تو به آزادی بر سرو چمن خنددخط تو به سرسبزی بر مشک ختن خنددعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 176◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمقد تو به آزادی بر سرو چمن خنددخط تو به سرسبزی بر مشک ختن خنددعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 176