عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 67غزل شمارهٔ 67شاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیہ: اییبساستصنف: غزلصداکاران: عندلیب، فرید حامدآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںشمع رویت ختم زیبایی بس استعالمی پروانه، سودایی بس است2نقل کریںچشم بر روی تو دارم از جهانگر سوی من چشم بگشایی بس است3نقل کریںگرچه رویت کس سر مویی ندیدگر سر موییم بنمایی بس است4نقل کریںمن نمیدارم ز تو درمان طمعدرد بر دردم گر افزایی بس است5نقل کریںتا قیامت ذرهای اندوه تومونس جانم به تنهایی بس است6نقل کریںگر توانایی ندارم در رهتزاد راهم، ناتوانایی بس است7نقل کریںگر ز عشقت عافیت میپرسدمعافیت چه کنم، که رسوایی بس است8نقل کریںدوش عشقش تاختن آورد و گفتاز توام ای رند هرجایی بس است9نقل کریںدر قلندر چند قرائی کنینقد جان درباز، قرائی بس است10نقل کریںهست زنار نفاقت چارکَردگر مسلمانی ز ترسایی بس است11نقل کریںختم کن اسرار گفتن ای فریدچون بسی گفتی ز گویایی بس است◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمروی تو شمع آفتاب بس استموی تو عطر مشک ناب بس استعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 66اگلی نظموشاقی اعجمی با دشنه در دستبه خون آلوده دست و زلف چون شستعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 68آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبفرید حامدآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظموشاقی اعجمی با دشنه در دستبه خون آلوده دست و زلف چون شستعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 68