عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 66غزل شمارهٔ 66شاعر: عطاروزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیہ: اببساستصنف: غزلصداکاران: عندلیب، فرید حامدآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںروی تو شمع آفتاب بس استموی تو عطر مشک ناب بس است2نقل کریںچند پیکار آفتاب کشمقبلهٔ رویت آفتاب بس است3نقل کریںروی چون روز در نقاب مپوشزلف شبرنگ تو نقاب بس است4نقل کریںبه خطا گر کشیدمت سر زلفچین ابروی تو جواب بس است5نقل کریںگر همه عمر این خطا کردمدر همه عمرم این صواب بس است6نقل کریںتاب در زلف دلستان چه دهیدل من بی تو جای تاب بس است7نقل کریںچه قرارم بری که خواب از منبرد آن چشم نیم خواب بس است8نقل کریںچه زنی در من آتشی که مرادر گذشته ز فرق آب بس است9نقل کریںگر ز ماهی طلب کنی سی روزاز توام سی در خوشاب بس است10نقل کریںتا ابد بیهشان روی تو راعرق روی تو گلاب بس است11نقل کریںمجلس انس تشنگان تو رالب میگون تو شراب بس است12نقل کریںرگ و پی در تنم در آن مجلسهمچو زیر و بم رباب بس است13نقل کریںگر نمکدان تو شکر ریز استدل پر شور من کباب بس است14نقل کریںدل عطار تا که جان داردکنج عشق تو را خراب بس است◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمهر که را ذرهای ازین سوز استدی و فرداش نقد امروز استعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 65اگلی نظمشمع رویت ختم زیبایی بس استعالمی پروانه، سودایی بس استعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 67آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبفرید حامدآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور