عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 214غزل شمارهٔ 214شاعر: عطاروزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)قافیہ: راوردصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںچو طوطی ، خطِّ او ، پَر سَر بر آوردجهان حسن در زیر پر آورد22نقل کریںبه خوش رنگی رخش عالم برافروختز سرسبزی خطش رنگی بر آورد33نقل کریںلب چون لعلش از چشمم گهر ریختبر چون سیمش از رویم زر آورد44نقل کریںگل از شرم رخ او خشک لب گشتز خشکی ای عجب دامن تر آورد55نقل کریںدهان تنگ او یارب چه چشمه استکه از خنده به دریا گوهر آورد66نقل کریںسر زلفش شکار دلبری راهزاران حلقه در یکدیگر آورد77نقل کریںفلک زان چنبری آمد که زلفشفلک را نیز سر در چنبر آورد88نقل کریںفلک در پای او چون گوی میگشتچو چوگانش به خدمت بر سر آورد99نقل کریںچو شد عطار لالای در اوز زلفش خادمی را عنبر آورد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمزین دم عیسی که هر ساعت سحر میآوردعالمی بر خفته سر از خاک بر میآوردعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 213اگلی نظملوح چو سیمت خطی چو قیر بر آوردتا دلم از خط تو نفیر بر آوردعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 215◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمزین دم عیسی که هر ساعت سحر میآوردعالمی بر خفته سر از خاک بر میآوردعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 213
اگلی نظملوح چو سیمت خطی چو قیر بر آوردتا دلم از خط تو نفیر بر آوردعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 215