صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 321

غزل شمارهٔ 321

شاعر: عطار

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

قافیہ: ربود

صنف: غزل

آڈیو
آڈیو
Toggle stanza 1
1

آن را که ز وصل او خبر بود

هر روز قیامتی دگر بود

2

چه جای قیامت است کاینجا

این شور از آن عظیم‌تر بود

3

زیرا که قیامت قوی را

در حد وجود پا و سر بود

4

وین شور چو پا و سر ندارد

هرگز نتواندش گذر بود

5

چون نیست نهایت ره عشق

زین ره نه نشان و نه اثر بود

6

هر کس که ازین رهت خبر داد

می‌دان به یقین که بی خبر بود

7

زین راه چو یک قدم نشان نیست

چه لایق هر قدم شمر بود

8

راهی است که هر که یک قدم زد

شد محو اگر چه نامور بود

9

چندان که به غور ره نگه کرد

نه راهرو و نه راهبر بود

10

القصه کسی که پیشتر رفت

سرگشتهٔ راه بیشتر بود

11

بر گام نخست بود مانده

آنکو همه عمر در سفر بود

12

وانکس که بیافت سر این راه

شد کور اگرچه دیده‌ور بود

13

کین راز کسی شنید و دانست

کز دیده و گوش کور و کر بود

14

مانند فرید اندرین راه

پر دل شد اگرچه بی جگر بود

15

عطار که بود مرد این راه

زان جملهٔ عمر نوحه‌گر بود

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

شبی کز زلف تو عالم چو شب بود

سر مویی نه طالب نه طلب بود

عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 320

اگلی نظم

عشق بی درد ناتمام بود

کز نمک دیگ را طعام بود

عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 322

آڈیو

0:000:00

اس نظم کے لیے شعر بہ شعر آڈیو وقت ابھی دستیاب نہیں۔

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

0:000:00