عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 377غزل شمارهٔ 377شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)قافیہ: یزیدصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںهنگام صبوح آمد ای هم نفسان خیزیدیاران موافق را از خواب برانگیزید2نقل کریںیاران همه مشتاقند در آرزوی یک دممی در فکن ای ساقی از مست نپرهیزید3نقل کریںجامی که تهی گردد از خون دلم پر کنوانگه می صافی را با درد میامیزید4نقل کریںچون روح حقیقی را افتاد می اندر سراین نفس بهیمی را از دار در آویزید5نقل کریںخاکی که نصیب آمد از جور فلک ما راآن خاک به چنگ آرید بر فرق فلک ریزید6نقل کریںیاران قدیم ما در موسم گل رفتندخون جگر خود را از دیده فرو ریزید7نقل کریںعطار گریزان است از صحبت نا اهلانگر عین عیان خواهید از خلق بپرهیزید◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدر ره عشق تو پایان کس ندیدراه بس دور است و پیشان کس ندیدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 376اگلی نظمدل چه خواهی کرد چون دلبر رسیدجان برافشان هین که جان پرور رسیدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 378آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدر ره عشق تو پایان کس ندیدراه بس دور است و پیشان کس ندیدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 376
اگلی نظمدل چه خواهی کرد چون دلبر رسیدجان برافشان هین که جان پرور رسیدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 378