عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 275غزل شمارهٔ 275شاعر: عطاروزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)قافیہ: نامدصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںره عشاق بی ما و من آمدورای عالم جان و تن آمد2نقل کریںدرین ره چون روی کژ چون روی راستکه اینجا غیر ره بین رهزن آمد3نقل کریںرهی پیش من آمد بی نهایتکه بیش از وسع هر مرد و زن آمد4نقل کریںهزاران قرن ، گامی میتوان رفتچه راه است این که در پیش من آمد5نقل کریںشود اینجا کم از طفل دو روزهاگر صد رستم در جوشن آمد6نقل کریںدرین ره عرش هر روزی به صد بارز هیبت با سر یک سوزن آمد7نقل کریںدرین ره هست مرغان کاسمانشاندرون حوصله یک ارزن آمد8نقل کریںرهی آیینه وار ، آن کس که در رفتهم او در دیدهٔ خود روشن آمد9نقل کریںکسی کو اندرین ره دانهای یافتسپهری خوشهچین خرمن آمد10نقل کریںنهان باید که داری سر این راهکه خصمت با تو در پیراهن آمد11نقل کریںکسی را گر شود گویی بیانشازین سر باخبر تر دامن آمد12نقل کریںکسی مرد است کین سر چون بدانستنه مستی کرد ونه آبستن آمد13نقل کریںعلاج تو درین ره تا تویی توچو شمعت سوختن یا مردن آمد14نقل کریںبمیر از خویش تا زنده بمانیکه بی شک گرد ران با گردن آمد15نقل کریںدل عطار سر دوستی یافتولی وقتی که خود را دشمن آمد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمکارم از عشق تو به جان آمددلم از درد در فغان آمدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 274اگلی نظملعل تو به جان فزایی آمدچشم تو به دلربایی آمدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 276آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور