عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 275غزل شمارهٔ 275شاعر: عطاروزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)قافیہ: نامدصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںره عشاق بی ما و من آمدورای عالم جان و تن آمد22نقل کریںدرین ره چون روی کژ چون روی راستکه اینجا غیر ره بین رهزن آمد33نقل کریںرهی پیش من آمد بی نهایتکه بیش از وسع هر مرد و زن آمد44نقل کریںهزاران قرن ، گامی میتوان رفتچه راه است این که در پیش من آمد55نقل کریںشود اینجا کم از طفل دو روزهاگر صد رستم در جوشن آمد66نقل کریںدرین ره عرش هر روزی به صد بارز هیبت با سر یک سوزن آمد77نقل کریںدرین ره هست مرغان کاسمانشاندرون حوصله یک ارزن آمد88نقل کریںرهی آیینه وار ، آن کس که در رفتهم او در دیدهٔ خود روشن آمد99نقل کریںکسی کو اندرین ره دانهای یافتسپهری خوشهچین خرمن آمد1010نقل کریںنهان باید که داری سر این راهکه خصمت با تو در پیراهن آمد1111نقل کریںکسی را گر شود گویی بیانشازین سر باخبر تر دامن آمد1212نقل کریںکسی مرد است کین سر چون بدانستنه مستی کرد ونه آبستن آمد1313نقل کریںعلاج تو درین ره تا تویی توچو شمعت سوختن یا مردن آمد1414نقل کریںبمیر از خویش تا زنده بمانیکه بی شک گرد ران با گردن آمد1515نقل کریںدل عطار سر دوستی یافتولی وقتی که خود را دشمن آمد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمکارم از عشق تو به جان آمددلم از درد در فغان آمدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 274اگلی نظملعل تو به جان فزایی آمدچشم تو به دلربایی آمدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 276◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور