عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 55غزل شمارهٔ 55شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیہ: انبودستصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںزان پیش که بودها نبودستبود تو ز ما جدا نبودست22نقل کریںچون بود تو بود بود ما بودکی بود که بود ما نبودست33نقل کریںگر بود تو بود بود ما نیموقوف تو بد چرا نبودست44نقل کریںما بر در تو چو خاک بودیمنه آب و نه گل هوا نبودست55نقل کریںدر صدر محبتت نشاندیمزان پیش که حرف لا نبودست66نقل کریںدریای تو جوش سر برآوردپر شد همه جا و جا نبودست77نقل کریںعطار ضعیف را دل ریشجز درد تو به دوا نبودست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمپی آن گیر کاین ره پیش بردستکه راه عشق پی بردن نه خردستعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 54اگلی نظمره عشاق راهی بیکنار استازین ره دور اگر جانت به کار استعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 56◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبفرید حامدآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور