عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 54غزل شمارهٔ 54شاعر: عطاروزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)قافیہ: ردستصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںپی آن گیر کاین ره پیش بردستکه راه عشق پی بردن نه خردست22نقل کریںعدو جان خویش و خصم تن گشتدر اول گام هرک این ره سپردست33نقل کریںکسی داند فراز و شیب این راهکه سرگردانی این راه بردست44نقل کریںگهی از چشم خود خون میفشاندستگهی از روی خود خون میستردست55نقل کریںگرش هر روز صد جان میرسیدستصد و یک جان به جانان میسپردست66نقل کریںدلش را صد حیات زنده بودستاگر آن نفس یک ساعت بمردست77نقل کریںز سندانی که بر سر میزنندشقدم در عشق محکمتر فشردست88نقل کریںکسی چون ذره گردد این هوا راکه دم اندر هوای خود شمردست99نقل کریںبسا آتش که چون اینجا رسیدستشدست آبی و همچون یخ فسردست1010نقل کریںبسا دریا کش پاکیزه گوهرکه اینجا قطرهای آبش ببردست1111نقل کریںمشو پیش صف ای نه مرد و نه زنکه خفتان تو اطلس نیست بردست1212نقل کریںمده خود را ز پری این تهی بادکه در جام تو نه صاف و نه دردست1313نقل کریںدرین وادی دل وحشی عطارز حیرت جلفتر زان مرد کردست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدلی کز عشق جانان دردمند استهمو داند که قدر عشق چند استعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 53اگلی نظمزان پیش که بودها نبودستبود تو ز ما جدا نبودستعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 55◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبفرید حامدآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور