عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 90غزل شمارهٔ 90شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیہ: اربیروناستصنف: غزلصداکاران: عندلیب، فرید حامدآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںعشق تو ز اختیار بیرونستوصل تو ز انتظار بیرونست2نقل کریںچون با تو نهم قرار وصلتچون کار تو از قرار بیرونست3نقل کریںمرغی که دراوفتد به دامتهر لحظه ز صد هزار بیرون است4نقل کریںجانهای عزیز را درین دردسرگشتگی از شمار بیرون است5نقل کریںزان برد غم تو روزگارمکز گردش روزگار بیرون است6نقل کریںآنجا که حساب کار عشق استاز پردهٔ پردهدار بیرون است7نقل کریںبیکار مباد هیچکس لیککار تو ز وسع کار بیرون است8نقل کریںهرچ آن تو نهی به حیله برهمجمله ز حساب یار بیرون است9نقل کریںای دل ره یار گیر کین راهاز زحمت تخت و دار بیرون است10نقل کریںدر عالم عشق کار عطاراز شیوهٔ فخر و عار بیرون است◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمکم شدن در کم شدن دین من استنیستی در هستی آیین من استعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 89اگلی نظمعشق جمال جانان دریای آتشین استگر عاشقی بسوزی زیرا که راه این استعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 91آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبفرید حامدآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمعشق جمال جانان دریای آتشین استگر عاشقی بسوزی زیرا که راه این استعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 91