عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 169غزل شمارهٔ 169شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)قافیہ: اننمیگنجدصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںاسرار تو در زبان نمیگنجدواوصاف تو در بیان نمیگنجد2نقل کریںاسرار صفات جوهر عشقتمیدانم و در زبان نمیگنجد3نقل کریںخاموشی به که وصف عشق تواندر خبر و نشان نمیگنجد4نقل کریںآنجا که تویی و جان دل مسکینمویی شد و در میان نمیگنجد5نقل کریںاز عالم عشق تو سر موییدر شش جهت مکان نمیگنجد6نقل کریںیک شمه ز روح بارگاه تواندر سه صف زمان نمیگنجد7نقل کریںیک دانه ز دام عالم عشقتدر حوصله جای جان نمیگنجد8نقل کریںچون آه برآورم ز عشق توکان آه درین دهان نمیگنجد9نقل کریںرفتم ز جهان برون در اندوهتکاندوه تو در جهان نمیگنجد10نقل کریںآن دم که ز تو بر آسمان بردمدر قبهٔ آسمان نمیگنجد11نقل کریںعطار چو در یقین خود گم شددر پیشگه عیان نمیگنجد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمجانا شعاع رویت در جسم و جان نگنجدوآوازهٔ جمالت اندر جهان نگنجدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 168اگلی نظمتا زلف تو همچو مار میپیچدجان بی دل و بی قرار میپیچدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 170آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمجانا شعاع رویت در جسم و جان نگنجدوآوازهٔ جمالت اندر جهان نگنجدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 168