عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 605غزل شمارهٔ 605شاعر: عطاروزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)قافیہ: ستامدیمصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںما ز خرابات عشق مست الست آمدیمنام بلی چون بریم چون همه مست آمدیم22نقل کریںپیش ز ما جان ما خورد شراب الستما همه زان یک شراب مست الست آمدیم33نقل کریںخاک بد آدم که دوست جرعه بدان خاک ریختما همه زان جرعهٔ دوست به دست آمدیم44نقل کریںساقی جام الست چون و سقیهم بگفتما ز پی نیستی عاشق هست آمدیم55نقل کریںدوست چهل بامداد در گل ما داشت دستتا چو گل از دست دوست دست به دست آمدیم66نقل کریںشست درافکند یار بر سر دریای عشقتا ز پی چل صباح جمله به شست آمدیم77نقل کریںخیز و دلا مست شو از می قدسی از آنکما نه بدین تیره جای بهر نشست آمدیم88نقل کریںدوست چو جبار بود هیچ شکستی نداشتگفت شکست آورید ما به شکست آمدیم99نقل کریںگوهر عطار یافت قدر و بلندی ز عشقگرچه ز تأثیر جسم جوهر پست آمدیم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمتا دردی درد او چشیدیمدامن ز دو کون در کشیدیمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 604اگلی نظمچه مقصود ار چه بسیاری دویدیمکه از مقصود خود بویی ندیدیمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 606◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمچه مقصود ار چه بسیاری دویدیمکه از مقصود خود بویی ندیدیمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 606