عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 610غزل شمارهٔ 610شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)قافیہ: اریمصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںما مرد کلیسیا و زناریمگبری کهنیم و نام برداریم2نقل کریںدریوزه گران شهر گبرانیمششپنجزنان کوی خماریم3نقل کریںبا جملهٔ مفسدان به تصدیقیمبا جملهٔ زاهدان به انکاریم4نقل کریںدر فسق و قمار پیر و استادیمدر دیر مغان مغی به هنجاریم5نقل کریںتسبیح و ردا نمیخریم الحقسالوس و نفاق را خریداریم6نقل کریںدر گلخن تیره سر فرو بردهگاهی مستیم و گاه هشیاریم7نقل کریںواندر ره تایبان نامعلومگاهی عوریم و گاه عیاریم8نقل کریںبا وسوسههای نفس شیطانیدر حضرت حق چه مرد اسراریم9نقل کریںاندر صف دین حضور چون یابیمکاندر کف نفس خود گرفتاریم10نقل کریںاین خود همه رفت عیب ما امروزاین است که دوست دوست میداریم11نقل کریںدیری است که اوست آرزوی مابی او به بهشت سر فرو ناریم12نقل کریںگر جملهٔ ما به دوزخ اندازداو به داند اگر سزاواریم13نقل کریںبی یار دمی چو زنده نتوان بوددر دوزخ و در بهشت با یاریم14نقل کریںبی او چو نهایم هرچه بادابادجز یار ز هرچه هست بیزاریم15نقل کریںدر راه یگانگی و مشغولیفارغ ز دو کون همچو عطاریم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمما ننگ وجود روزگاریمعمری به نفاق میگذاریمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 609اگلی نظمچون زلف تاب دهد آن ترک لشکریمهندوی خویش کند هر دم به دلبریمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 611آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمچون زلف تاب دهد آن ترک لشکریمهندوی خویش کند هر دم به دلبریمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 611