عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 101غزل شمارهٔ 101شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیہ: انچیستصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںگر جمله تویی همه جهان چیستور هیچ نیم من این فغان چیست22نقل کریںهم جمله تویی و هم همه توو آن چیست که غیر توست آن چیست33نقل کریںچون هست یقین که نیست جز توآوازهٔ این همه گمان چیست44نقل کریںچون نیست غلط کننده پیداچندین غلط یکان یکان چیست55نقل کریںچون کار جهان فنای محض استچندین تک و پوی در جهان چیست66نقل کریںبر ما چو وجود نیست ما راچندین غم و درد بی کران چیست77نقل کریںچون زنده به جان نیم به عشقمپس زحمت جان درین میان چیست88نقل کریںجان در تو ز خویشتن فنا شدزان بی خبر است جان که جان چیست99نقل کریںعطار ضعیف را ازین سرجز گفت میان تهی نشان چیست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمشمع رویت را دلم پروانهای استلیک عقل از عشق چون بیگانهای استعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 100اگلی نظمای دلشده دلربای من کیستاز جای شدم به جای من کیستعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 102◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمشمع رویت را دلم پروانهای استلیک عقل از عشق چون بیگانهای استعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 100