عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 100غزل شمارهٔ 100شاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیہ: انهایاستصنف: غزلصداکاران: عندلیب، فرید حامدآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںشمع رویت را دلم پروانهای استلیک عقل از عشق چون بیگانهای است2نقل کریںپر زنان در پیش شمع روی توجان ناپروای من پروانهای است3نقل کریںبر سر موی است جان کز دیرگاهیک سر موی توام در شانهای است4نقل کریںزلف تو زنار خواهم کرد از آنکهر شکن از زلف تو بتخانهای است5نقل کریںواندران بتخانه درد عشق راجان خون آلود من پیمانهای است6نقل کریںوصل تو گنجی است پنهان از همههر که گوید یافتم دیوانهای است7نقل کریںدر خرابات خرابی میرومزانکه گر گنجی است در ویرانهای است8نقل کریںمرغ آدم دانهٔ وصل تو جستلاجرم در بند دام از دانهای است9نقل کریںخفتهای کز وصل تو گوید سخنخواب خوش بادش که خوش افسانهای است10نقل کریںوصلت آن کس یافت کز خود شد فناهر که فانی شد ز خود مردانهای است11نقل کریںگر مرا در عشق خود فانی کنیباقیت بر جان من شکرانهای است12نقل کریںبیدقی عطار در عشق تو راندگر به فرزینی رسد فرزانهای است◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمنور ایمان از بیاض روی اوستظلمت کفر از سر یک موی اوستعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 99اگلی نظمگر جمله تویی همه جهان چیستور هیچ نیم من این فغان چیستعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 101آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبفرید حامدآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور