عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 101غزل شمارهٔ 101شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیہ: انچیستصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںگر جمله تویی همه جهان چیستور هیچ نیم من این فغان چیست2نقل کریںهم جمله تویی و هم همه توو آن چیست که غیر توست آن چیست3نقل کریںچون هست یقین که نیست جز توآوازهٔ این همه گمان چیست4نقل کریںچون نیست غلط کننده پیداچندین غلط یکان یکان چیست5نقل کریںچون کار جهان فنای محض استچندین تک و پوی در جهان چیست6نقل کریںبر ما چو وجود نیست ما راچندین غم و درد بی کران چیست7نقل کریںچون زنده به جان نیم به عشقمپس زحمت جان درین میان چیست8نقل کریںجان در تو ز خویشتن فنا شدزان بی خبر است جان که جان چیست9نقل کریںعطار ضعیف را ازین سرجز گفت میان تهی نشان چیست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمشمع رویت را دلم پروانهای استلیک عقل از عشق چون بیگانهای استعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 100اگلی نظمای دلشده دلربای من کیستاز جای شدم به جای من کیستعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 102آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمشمع رویت را دلم پروانهای استلیک عقل از عشق چون بیگانهای استعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 100