عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 834غزل شمارهٔ 834شاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: مشویہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکار: سمیه الماسیآڈیوسمیه الماسیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوسمیه الماسیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںگر تو خلوتخانهٔ توحید را محرم شویتاج عالم گردی و فخر بنی آدم شوی2نقل کریںسایهای شو تا اگر خورشید گردد آشکارتو چو سایه محو خورشید آیی و محرم شوی3نقل کریںجانت در توحید دایم معتکف بنشسته استتو چرا در تفرقه هر دم به صد عالم شوی4نقل کریںبودهای همرنگ او از پیش و خواهی بد ز پساین زمان همرنگ او شو نیز تا همدم شوی5نقل کریںچون نداری ز اول و آخر خبر جز بیخودیگر بکوشی در میانه بیخود اکنون هم شوی6نقل کریںرنگ دریا گیر چون شبنم ز خود بیخود شدهتا شوی همرنگ دریا گرچه یک شبنم شوی7نقل کریںچیست شبنم یک نم از دریاست ناآمیختهگر بیامیزی تو هم در بحر کل بی غم شوی8نقل کریںور در آمیزی ز غفلت با هزاران تفرقهچون نتابد بحر صحبت بو که تو محرم شوی9نقل کریںدل پراکنده روی از جام جم در آینهجز پراکنده نبینی از پی ماتم شوی10نقل کریںهیچ بودی هیچ خواهی شد کنون هم هیچ باشزانکه گر تو هیچ گردی تو ز هیچی کم شوی11نقل کریںگر تو ای عطار هیچ آیی همه گردی مدامور همه خواهی چو مردان هیچ در یک دم شوی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای لب گلگونت جام خسرویپیشهٔ شبرنگ زلفت شبرویعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 833اگلی نظمسرمست درآمد از سر کویناشسته رخ و گره زده مویعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 835زمینہم وزن و قافیہ نظمیںترک عجب و کبر کن تا قبله عالم شویسیرت ابلیس را بگذار تا آدم شویصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6731آڈیوصداکار منتخب کریںسمیه الماسیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
ترک عجب و کبر کن تا قبله عالم شویسیرت ابلیس را بگذار تا آدم شویصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6731