عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 294غزل شمارهٔ 294شاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیہ: انبماندصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںعقل در عشق تو سرگردان بماندچشم جان در روی تو حیران بماند2نقل کریںذرهای سرگشتگی عشق توروز و شب در چرخ سرگردان بماند3نقل کریںچون ندید اندر دو عالم محرمیآفتاب روی تو پنهان بماند4نقل کریںهر که چوگان سر زلف تو دیدهمچو گویی در خم چوگان بماند5نقل کریںپای و سر گم کرد دل تا کار اوچون سر زلف تو بیپایان بماند6نقل کریںهر که یکدم آن لب و دندان بدیدتا ابد انگشت در دندان بماند7نقل کریںهر که جست آب حیات وصل توجاودان در ظلمت هجران بماند8نقل کریںور کسی را وصل دادی بی طلبدایما در درد بی درمان بماند9نقل کریںور کسی را با تو یک دم دست دادعمر او در هر دو عالم آن بماند10نقل کریںحاصل عطار در سودای تودیدهای گریان دلی بریان بماند◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمروی تو کافتاب را ماندآسمان را به سر بگرداندعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 293اگلی نظمدلم بی عشق تو یک دم نماندچه میگویم که جانم هم نماندعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 295آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور