عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 293غزل شمارهٔ 293شاعر: عطاروزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیہ: اندہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںروی تو کافتاب را ماندآسمان را به سر بگرداند22نقل کریںمرکب عشق تو چو برگذردخاک در چشم عقل افشاند33نقل کریںهر که عکس لب تو میبینددهنش پهن باز میماند44نقل کریںزلف شبرنگ و روی گلگونتمیکند هر جفا که بتواند55نقل کریںگاه شبرنگ زلفت آن تازدگاه گلگون عشقت این راند66نقل کریںعشقت آتش فکند در جانماین چنین آتشی که بنشاند77نقل کریںخط خونین که مینویسم منبر رخ چون زرم که برخواند88نقل کریںپای تا سر چو ابر اشک شوداز غمم هر که حال من داند99نقل کریںاوفتادم ز پای دستم گیرآخر افتاده را که رنجاند1010نقل کریںدلم از زلف پیچ بر پیچتیک سر موی سر نپیچاند1111نقل کریںگر دلم بستدی و دم دادیآه من از تو داد بستاند1212نقل کریںهر که درماندهٔ تو شد نرهدهمچو عطار با تو درماند◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدلی کز عشق تو جان برفشاندز کفر زلف ایمان برفشاندعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 292اگلی نظمعقل در عشق تو سرگردان بماندچشم جان در روی تو حیران بماندعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 294◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںاز جواب و سوال ما دانیشاید ار زیر کی فرو ماندسنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 64◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمعقل در عشق تو سرگردان بماندچشم جان در روی تو حیران بماندعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 294