عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 726غزل شمارهٔ 726شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)قافیہ: انماندهصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںدر راه تو مردانند از خویش نهان ماندهبی جسم و جهت گشته بی نام و نشان مانده22نقل کریںدر قبهٔ متواری لایعرفهم غیریمحبوب ازل بوده محجوب جهان مانده33نقل کریںدر کسوت کادالفقر از کفر زده خیمهدر زیر سوادالوجه از خلق نهان مانده44نقل کریںقومی نه نکو نه بد نه با خود و نه بیخودنه بوده نه نابوده نی مانده عیان مانده55نقل کریںدر عالم ما و من نی ما شده و نی مندر کون و مکان با تو بی کون و مکان مانده66نقل کریںجانشان به حقیقت کل تنشان به شریعت همهم جان همه و هم تن نی این و نه آن مانده77نقل کریںچون دایره سرگردان چون نقطه قدم محکمصد دایره عرش آسا در نقطهٔ جان مانده88نقل کریںچون عین بقا دیده از خویش فنا گشتهدر بحر یقین غرقه در تیه گمان مانده99نقل کریںفاش از سر هر مویی صد گونه سخن گفتهاما همه از گنگی بی کام و زبان مانده1010نقل کریںجمله ز گران عقلی در سیر سبک بودهوآنگه ز سبک روحی در بار گران مانده1111نقل کریںصد عالم بی پایان از خوف و رجا بیروناز خوف شده مویی در خط امان مانده1212نقل کریںبشکسته دلیران را از چست سواری پشتمرکب شده ناپیدا در دست عنان مانده1313نقل کریںبفروخته از همت دو کون به یک نان خوشوز ناخوشی عالم وقوف دو نان مانده1414نقل کریںآن کس که نزاد است او از مادر خود هرگزایشان همه هم با تو از فقر چنان مانده1515نقل کریںتا راه چنین قومی عطار بیان کردهجانش به لب افتاده دل در خفقان مانده◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای اَز شراب غفلت مست و خراب ماندهبا سایه خو گرفته وز آفتاب ماندهعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 725اگلی نظمای جهانی خلق حیران ماندهتو به زیر پرده پنهان ماندهعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 727◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای اَز شراب غفلت مست و خراب ماندهبا سایه خو گرفته وز آفتاب ماندهعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 725