عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 335غزل شمارهٔ 335شاعر: عطاروزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)قافیہ: تمیرودصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدل به امید وصل تو باد به دست میرودجان ز شراب شوق تو بادهپرست میرود2نقل کریںاز می عشق جان ما یافت ز دور شمهایزیر زمین به بوی آن با دل مست میرود3نقل کریںاز می عشق ریختن بر دل آدم اندکیاز دل او به هر دلی دست به دست میرود4نقل کریںرخ بنمای گه گهی کز پی آرزوی توبر دل و جان عاشقان سخت شکست میرود5نقل کریںدر ره تو رونده را در قدم نخستمیننیست به نیست میفتد هست به هست میرود6نقل کریںبالغ راه کی شوی چون ندهی به دوست جانگرچه ز سال عمر تو پنجه و شصت میرود7نقل کریںگم شدهای فرید تو بازکش این زمان عنانکافر چرخ ازین سخن سر زده پست میرود◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبا لب لعلت سخن در جان رودبا سر زلف تو در ایمان رودعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 334اگلی نظمتا سر زلف تو درهم میروددر جهان صد خون به یک دم میرودعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 336آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور