عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 688غزل شمارهٔ 688شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیہ: توصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںای غنچه غلام خندهٔ توسرو آزاد بندهٔ تو22نقل کریںافتاد سر هزار سرکشاز طرهٔ سر فکندهٔ تو33نقل کریںگلهای بهار نیم مردهاز نرگس نیم زندهٔ تو44نقل کریںخورشید گرفته لوح از سربر سر چو قلم دوندهٔ تو55نقل کریںمن کشته و غم کشندهٔ منتو دلکش و دل کشنده تو66نقل کریںزان است شفق که طوطی چرخدر خون گردد ز خندهٔ تو77نقل کریںچون سایه در آفتاب نرسدکی در تو رسد روندهٔ تو88نقل کریںعطار به هر پری که پرددانی که بود پرندهٔ تو◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای جگر گوشهٔ جانم غم توشادی هر دو جهانم غم توعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 687اگلی نظمآنچه با من میکند سودای تومیکشم چون نیست کس همتای توعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 689◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور