عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 126غزل شمارهٔ 126شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیہ: ونگشتصنف: غزلصداکاران: عندلیب، علیرضا بخشی زاده روشنفکرآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدر عشق تو عقل سرنگون گشتجان نیز خلاصهٔ جنون گشت2نقل کریںخود حال دلم چگونه گویمکان کار به جان رسیده چون گشت3نقل کریںبر خاک درت به زاری زاراز بس که به خون بگشت خون گشت4نقل کریںخون دل ماست یا دل ماستخونی که ز دیدهها برون گشت5نقل کریںدرمان چه طلب کنم که عشقتما را سوی درد رهنمون گشت6نقل کریںآن مرغ که بود زیرکش نامدر دام بلای تو زبون گشت7نقل کریںلختی پر و بال زد به آخراز پای فتاد و سرنگون گشت8نقل کریںتا دور شدم من از در تواز ناله دلم چو ارغنون گشت9نقل کریںتا قوت عشق تو بدیدمسرگشتگیم بسی فزون گشت10نقل کریںتا درد تو را خرید عطارقد الفش بسان نون گشت11نقل کریںعطار که بود کشتهٔ تودریاب که کشتهتر کنون گشت◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدرد دل من از حد و اندازه درگذشتاز بس که اشک ریختم آبم ز سر گذشتعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 125اگلی نظمای دلم مست چشمهٔ نوشتدر خطم از خطِ سیهپوشتعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 127آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبعلیرضا بخشی زاده روشنفکرآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدرد دل من از حد و اندازه درگذشتاز بس که اشک ریختم آبم ز سر گذشتعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 125