عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 126غزل شمارهٔ 126شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیہ: ونگشتصنف: غزلصداکاران: عندلیب، علیرضا بخشی زاده روشنفکرآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںدر عشق تو عقل سرنگون گشتجان نیز خلاصهٔ جنون گشت22نقل کریںخود حال دلم چگونه گویمکان کار به جان رسیده چون گشت33نقل کریںبر خاک درت به زاری زاراز بس که به خون بگشت خون گشت44نقل کریںخون دل ماست یا دل ماستخونی که ز دیدهها برون گشت55نقل کریںدرمان چه طلب کنم که عشقتما را سوی درد رهنمون گشت66نقل کریںآن مرغ که بود زیرکش نامدر دام بلای تو زبون گشت77نقل کریںلختی پر و بال زد به آخراز پای فتاد و سرنگون گشت88نقل کریںتا دور شدم من از در تواز ناله دلم چو ارغنون گشت99نقل کریںتا قوت عشق تو بدیدمسرگشتگیم بسی فزون گشت1010نقل کریںتا درد تو را خرید عطارقد الفش بسان نون گشت1111نقل کریںعطار که بود کشتهٔ تودریاب که کشتهتر کنون گشت◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدرد دل من از حد و اندازه درگذشتاز بس که اشک ریختم آبم ز سر گذشتعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 125اگلی نظمای دلم مست چشمهٔ نوشتدر خطم از خطِ سیهپوشتعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 127◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبعلیرضا بخشی زاده روشنفکرآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدرد دل من از حد و اندازه درگذشتاز بس که اشک ریختم آبم ز سر گذشتعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 125