عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 397غزل شمارهٔ 397شاعر: عطاروزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)قافیہ: ابایپسرصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںآتش عشق تو دلم، کرد کباب ای پسرزیر و زبر شدم ز تو، چیست صواب ای پسر22نقل کریںچون من خسته دل ز تو، زیر و زبر بماندهامزیر و زبر چه میکنی، زلف بتاب ای پسر33نقل کریںتا که بدید چشم من، چهرهٔ جانفزای توساختهام ز خون دل، چهره خضاب ای پسر44نقل کریںجان من از جهان غم، سوخته شد به جان توجام بیار و درفکن، بادهٔ ناب ای پسر55نقل کریںآب حیات جان من، جام شراب میدهدزانکه به جان همی رسد، جام شراب ای پسر66نقل کریںچند غم جهان خوری، چیست جهان، خرابهایما همه در خرابهای، مست و خراب ای پسر77نقل کریںهین که نشست آسمان، در پی گوشمال توخیز و بمال اندکی، گوش رباب ای پسر88نقل کریںنقل چه میکنیم ما، قند لب تو نقل بسزان دو لب شکرفشان، هین بشتاب ای پسر99نقل کریںشمع چه میکنیم ما، نور رخ تو شمع بسبرفکن از رخ چو مه، خیز نقاب ای پسر1010نقل کریںنرگس نیم خواب را، باز کن و شراب خورغفلت ماست خواب ما، چند ز خواب ای پسر1111نقل کریںزان دو لب تو یک شکر، بنده سال میکندمفتی این سخن تویی، چیست جواب ای پسر1212نقل کریںگرچه تو آفتاب را، رخ بنهادهای به رخبا من دلشده مرا، خر به خلاب ای پسر1313نقل کریںوصف تو گر فرید را، ورد زبان همی شودآب شود ز رشک او، در خوشاب ای پسر◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمپیر ما میرفت هنگام سحراوفتادش بر خراباتی گذرعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 396اگلی نظمنیست مرا به هیچ رو، بی تو قرار ای پسربی تو به سر نمیشود، زین همه کار ای پسرعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 398◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمنیست مرا به هیچ رو، بی تو قرار ای پسربی تو به سر نمیشود، زین همه کار ای پسرعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 398