عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 211غزل شمارهٔ 211شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: ناوردصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںچون باد صبا سوی چمن تاختن آوردگویی به غنیمت همه مشک ختن آورد22نقل کریںزان تاختنش یوسف دل گر نشد افگارپس از چه سبب غرقه به خون پیرهن آورد33نقل کریںاشکال بدایع همه در پردهٔ رشکندزین شکل که از پرده برون یاسمن آورد44نقل کریںهرگز ز گل و مشک نیفتاد به صحرازین بوی که از نافه به صحرا سمن آورد55نقل کریںصد بیضهٔ عنبر نخرد کس به جوی نیززین رسم که در باغ کنون نسترن آورد66نقل کریںهر لحظه صبا از پی صد راز نهانیاز مشک برافکند و به گوش چمن آورد77نقل کریںآن راز به طفلی همه عیسی صفتان رادر مهد چو عیسی به شکر در سخن آورد88نقل کریںچون کرد گل سرخ عرق از رخ یارمآبی چو گلابش ز صفا در دهن آورد99نقل کریںلاله چو شهیدان همه آغشته به خون شدسر از غم کم عمری خود در کفن آورد1010نقل کریںاول نفس از مشک چو عطار همی زدآخر جگری سوخته دلتر ز من آورد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبی لعل لبت وصف شکر مینتوان کردبی عکس رخت فهم قمر مینتوان کردعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 210اگلی نظمخطت خورشید را در دامن آوردز مشک ناب خرمن خرمن آوردعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 212◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبی لعل لبت وصف شکر مینتوان کردبی عکس رخت فهم قمر مینتوان کردعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 210