عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 31غزل شمارهٔ 31شاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: مرواستصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںچون مرا مجروح کردی گر کنی مرهم رواستچون بمردم ز اشتیاقت مرده را ماتم رواست22نقل کریںمن کیم یک شبنم از دریای بیپایان توگر رسد بویی از آن دریا به یک شبنم رواست33نقل کریںگر رسانی ذرهای شادی به جانم بی جگرهم روا باشد چو بر دل بی تو چندین غم رواست44نقل کریںچون نیایی در میان حلقه با من چون نگینحلقهای بر در زن و گر در نیایی هم رواست55نقل کریںتا درون عالمم دم با تو نتوانم زدنچون برون آیم ز عالم با توام آن دم رواست66نقل کریںچون در اصل کار عالم هیچکس آن برنتافتآنچنان دم کی توان گفتن که در عالم رواست77نقل کریںدر صفت رو تا بدان دم بوک یکدم پی بریکان دمی پاک است و پاک از صورت آدم رواست88نقل کریںگر سر مویی جنب را تر نشد نامحرم استظن مبر کاینجا سر یک موی نامحرم رواست99نقل کریںموی چون در مینگنجد کردهای سررشته گمگر تو گویی سوزنی با عیسی مریم رواست1010نقل کریںاره چون بر فرق خواهد داشت جم پایان کارگر فرو خواهد فتاد از دست جام جم رواست1111نقل کریںچون تواند دیو بر تخت سلیمانی نشستگر سلیمان گم کند در ملک خود خاتم رواست1212نقل کریںفقر دارد اصل محکم هرچه دیگر هیچ نیستگر قدم در فقر چون مردان کنی محکم رواست1313نقل کریںبیش از زنبیلبافی سلیمان نیست ملکهر که این زنبیل بفروشد به چیزی کم رواست1414نقل کریںمذهب عطار اینجا چیست از خود گم شدنزانکه اینجا نه جراحت هیچ و نه مرهم رواست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظماینت گم گشته دهانی که توراستوینت نابوده میانی که توراستعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 30اگلی نظمعاشقی و بی نوایی کار ماستکار کار ماست چون او یار ماستعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 32◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبفرید حامدآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظماینت گم گشته دهانی که توراستوینت نابوده میانی که توراستعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 30