صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 122

غزل شمارهٔ 122

شاعر: عطار

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

قافیہ: ویاست

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
11
زهی زیبا جمالی این چه روی است
زهی مشکین کمندی این چه موی است
22
ز عشق روی و موی تو به یکبار
همه کون مکان پر گفت و گوی است
33
از آن بر خاک کویت سر نهادم
که زلفت را سری بر خاک کوی است
44
چو زلفت گر نشینم بر سر خاک
نمیرم نیز و اینم آرزوی است
55
چه جای زلف چون چوگانت آنجا
که آنجا صد هزاران سر چو گوی است
66
برو ای عاشق دستار بگریز
که اینجا رستخیز از چار سوی است
77
تو مرد نازکی آگه نه کاینجا
هزارن مرد را زه در گلوی است
88
نبینی روی او یک ذره هرگز
تو را یک ذره گر در خلق روی است
99
دلا، کی آید او در جست و جویت
که او دایم ورای جست و جوی است
1010
اگرچه ذره هم جوینده باشد
نه چون خورشید رنگش بر رکوی است
1111
گرت او در کشد کاری بود این
که گر کار تو کار شست و شوی است
1212
بسی گر تو به جویی آب ندهد
که هرچه آن از تو آید آب جوی است
1313
ز کار تو چه آید یا چه خیزد
که اینجا بی نیازی سد اوی است
1414
تو کار خویش می‌کن لیک می‌دان
که کار او برون از رنگ و بوی است
1515
به خود هرگز کجا داند رسیدن
اگر عطار را عزم علوی است
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

آیینهٔ تو سیاه روی است

او را چه خبر که ماه‌روی است

عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 121

اگلی نظم

هر دیده که بر تو یک نظر داشت

از عمر تمام بهره برداشت

عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 123

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00