عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 123غزل شمارهٔ 123شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیہ: رداشتصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںهر دیده که بر تو یک نظر داشتاز عمر تمام بهره برداشت2نقل کریںسرمایهٔ عمر دیدن توستوان دید تو را که یک نظر داشت3نقل کریںکور است کسی که هر زمانیدر دید تو دیدهٔ دگر داشت4نقل کریںجاوید ز خویش بیخبر شدهر دل که ز عشق تو خبر داشت5نقل کریںمرغی بپرید در هوایتکز شوق تو صد هزار پر داشت6نقل کریںدر شوق رخ تو بیشتر سوختهر کو به تو قرب بیشتر داشت7نقل کریںدل بی رخ تو دمی سر کسسوگند به جان تو اگر داشت8نقل کریںدر عشق رخ تو یک سر مویننهاد قدم کسی که سر داشت9نقل کریںبس مرده که زنده کرد در حالبادی که به کوی تو گذر داشت10نقل کریںبا چشم تو کارگر نیامدهر حیله که چرخ پاک برداشت11نقل کریںخوارم کردی چنان که عشقتبر خاک درم چو خاک در داشت12نقل کریںخوار از چه سبب کنی کسی راکز جان خودت عزیزتر داشت13نقل کریںبا بوالعجبی غمزهٔ تونه دل قیمت نه جان خطر داشت14نقل کریںدر پیش لبت ز شرم بگداختهر شیرینی که آن شکر داشت15نقل کریںدر جنب لب تو آب حیوانهر شیوه که داشت مختصر داشت16نقل کریںدر نقرهٔ عارضت فروشدهر نازکییی که آب زر داشت17نقل کریںبر گرد میان تو کمر گشتآن حرف که در میان کمر داشت18نقل کریںشکل دهن تو طرفه برخاستزان نقطهٔ طرفه بر زبر داشت19نقل کریںچون روی تو زیر پردهٔ زلفچه صد که هزار پرده در داشت20نقل کریںدر هر بن موی بی رخ توعطار هزار نوحهگر داشت◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمزهی زیبا جمالی این چه روی استزهی مشکین کمندی این چه موی استعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 122اگلی نظمتاب روی تو آفتاب نداشتبوی زلف تو مشک ناب نداشتعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 124آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمزهی زیبا جمالی این چه روی استزهی مشکین کمندی این چه موی استعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 122