عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 235غزل شمارهٔ 235شاعر: عطاروزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)قافیہ: انبرخیزدصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدل برای تو ز جان برخیزدجان به عشقت ز جهان برخیزد2نقل کریںدر دل هر که نشینی نفسیز غمت جان ز میان برخیزد3نقل کریںمرد درد تو درین ره آن استکز سر سود و زیان برخیزد4نقل کریںگر نقاب از رخ خود باز کنیناله از کون و مکان برخیزد5نقل کریںجان ز دل نوحهکنان بنشینددل ز جان نعرهزنان برخیزد6نقل کریںساقیا بادهٔ اندوه بیارتا ز عشاق فغان برخیزد7نقل کریںکین تن خستهٔ من از می عشقنه چنان خفت کزان برخیزد8نقل کریںدل عطار ز شوق تو چنانستکه زمان تا به زمان برخیزد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمهر روز غم عشقت بر ما حشر انگیزدصد واقعه پیش آرد صد فتنه برانگیزدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 234اگلی نظماگر ز زلف توام حلقهای به گوش رسدز حلق من به سپهر نهم خروش رسدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 236آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمهر روز غم عشقت بر ما حشر انگیزدصد واقعه پیش آرد صد فتنه برانگیزدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 234
اگلی نظماگر ز زلف توام حلقهای به گوش رسدز حلق من به سپهر نهم خروش رسدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 236