عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 278غزل شمارهٔ 278شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)صنف: مستزادصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامبند 1Toggle stanza 111نقل کریںنقد قدم از مخزن اسرار برآمدچون گنج عیان شد22نقل کریںخود بود که خود بر سر بازار برآمدبر خود نگران شدبند 2Toggle stanza 233نقل کریںدر کسوت ابریشم و پشم آمد و پنبهتا خلق بپوشند44نقل کریںخود بر صفتِ جبّه و دستار برآمدلبس همه سان شدبند 3Toggle stanza 355نقل کریںدر موسم نیسان ز سما شد سوی دریادر کسوت قطره66نقل کریںدر بحر به شکل در شهوار برآمددر گوش نهان شدبند 4Toggle stanza 477نقل کریںدر شکل بتان خواست که خود را بپرستدخود را بپرستد88نقل کریںخود گشت بت و خود به پرستار برآمدخود عین بتان شدبند 5Toggle stanza 599نقل کریںاز بهر خود ایوان و سرا خواست که سازدقصری ز بشر ساخت1010نقل کریںدر صورت سقف و در و دیوار برآمدخود خانه و مان شدبند 6Toggle stanza 61111نقل کریںخود بر تن خود نیش جفا زد ز سر قهرخود مرهم خود گشت1212نقل کریںخود بر صفت مردم بیمار برآمدخود فاتحه خوان شدبند 7Toggle stanza 71313نقل کریںاشعار مپندار اگر چشم سرت هسترازی است نهفته1414نقل کریںآنچه به زبان از دل عطار برآمداین بود که آن شد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدی پیر من از کوی خرابات برآمدوز دلشدگان نعرهٔ هیهات برآمدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 277اگلی نظمعشق تو ز سقسین و ز بلغار برآمدفریاد ز کفار به یک بار برآمدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 279◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدی پیر من از کوی خرابات برآمدوز دلشدگان نعرهٔ هیهات برآمدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 277
اگلی نظمعشق تو ز سقسین و ز بلغار برآمدفریاد ز کفار به یک بار برآمدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 279