عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 23غزل شمارهٔ 23شاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: ببسوختصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںآههای آتشینم پردههای شب بسوختبر دل آمد وز تف دل هم زبان هم لب بسوخت22نقل کریںدوش در وقت سحر آهی برآوردم ز دلدر زمین آتش فتاد و بر فلک کوکب بسوخت33نقل کریںجان پر خونم که مشتی خاک دامن گیر اوستگاه اندر تاب ماند و گاه اندر تب بسوخت44نقل کریںپردهٔ پندار کان چون سد اسکندر قوی استآه خون آلود من هر شب به یک یارب بسوخت55نقل کریںروز دیگر پردهٔ دیگر برون آمد ز غیبپردهٔ دیگر به یاربهای دیگرشب بسوخت66نقل کریںهر که او خام است گو در مذهب ما نه قدمزانکه دعوی خام شد هر کو درین مذهب بسوخت77نقل کریںباز عشقش چون دل عطار در مخلب گرفتاز دل گرمش عجب نبود اگر مخلب بسوخت◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمعشق جانان همچو شمعم از قدم تا سر بسوختمرغ جان را نیز چون پروانه بال و پر بسوختعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 22اگلی نظمدولت عاشقان هوای تو استراحت طالبان بلای تو استعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 24◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبفرید حامدآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمعشق جانان همچو شمعم از قدم تا سر بسوختمرغ جان را نیز چون پروانه بال و پر بسوختعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 22