عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 24غزل شمارهٔ 24شاعر: عطاروزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیہ: ایتواستصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںدولت عاشقان هوای تو استراحت طالبان بلای تو است22نقل کریںکیمیای سعادت دو جهانگرد خاک در سرای تو است33نقل کریںناف آهو شود دهان کسیکه درو وصف کبریای تو است44نقل کریںسرمهٔ دیدهها بود خاکیکه گذرگاه آشنای تو است55نقل کریںملک عالم به هیچ نشماردآنکه در کوی تو گدای تو است66نقل کریںبه سحر ناز عاشقان با تواز سر لطف دلگشای تو است77نقل کریںآنچه از ملک جاودان بیش استعاشقان را در سرای تو است88نقل کریںآنچه از سیرت ملوک به استخاک کوی فلکنمای تو است99نقل کریںاز بلا هر کسی گریزان استاین رهی طالب بلای تو است1010نقل کریںگر رضای تو در بلای من استجان من بستهٔ رضای تو است1111نقل کریںمن ندانم ثنای تو به سزاوصف تو لایق ثنای تو است1212نقل کریںاین تکاپوی و گفت و گوی فریدهمه در جستن عطای تو است◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمآههای آتشینم پردههای شب بسوختبر دل آمد وز تف دل هم زبان هم لب بسوختعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 23اگلی نظمدلبرم در حسن طاق افتاده استقسم من زو اشتیاق افتاده استعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 25◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبفرید حامدآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمآههای آتشینم پردههای شب بسوختبر دل آمد وز تف دل هم زبان هم لب بسوختعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 23