عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 160غزل شمارهٔ 160شاعر: عطاروزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)قافیہ: ارمفرستدصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںهر آن دردی که دلدارم فرستدشفای جان بیمارم فرستد22نقل کریںچو درمان است درد او دلم راسزد گر درد بسیارم فرستد33نقل کریںاگر بی او دمی از دل برآرمکه داند تا چه تیمارم فرستد44نقل کریںوگر در عشق او از جان برآیمهزاران جان به ایثارم فرستد55نقل کریںوگر در جویم از دریای وصلشبه دریا در نگونسارم فرستد66نقل کریںوگر از راز او رمزی بگویمز غیرت بر سر دارم فرستد77نقل کریںچو در دیرم دمی حاضر نبیندز مسجد سوی خمارم فرستد88نقل کریںچو دام زرق بیند در برم دلقبسوزد دلق و زنارم فرستد99نقل کریںچو گبر نفس بیند در نهادمبه آتشگاه کفارم فرستد1010نقل کریںبه دیرم درکشد تا مست گردمبه صد عبرت به بازارم فرستد1111نقل کریںچو بی کارم کند از کار عالمپس آنگه از پی کارم فرستد1212نقل کریںچو در خدمت چنان گردم که بایدبه خلوت پیش عطارم فرستد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدل ز هوای تو یک زمان نشکیبددل چه بود عقل و وهم جان نشکیبدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 159اگلی نظمهر شب دل پر خونم بر خاک درت افتدتا بو که چو روز آید بر وی گذرت افتدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 161◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدل ز هوای تو یک زمان نشکیبددل چه بود عقل و وهم جان نشکیبدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 159
اگلی نظمهر شب دل پر خونم بر خاک درت افتدتا بو که چو روز آید بر وی گذرت افتدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 161